O mischievous one, your playful tresses have given you charm,
The intoxicated honey eyes of yours, what dreams have they given?
In the backyard where the pomegranate orchard lies,
I am your gardener, who has given water to your garden.
Whether I come as a madman or a friend begging,
I have given my heart to you;
you know, and God knows.
O tall cypress, you display yourself in my sight,
In Mashhad, I have been mentioned, separated from you.
At night, I come to you in my dreams from afar,
I have no melody, neither a two-stringed instrument nor a tambour.
ای شوخ سرزلف تو را تاب که داده
چشم عسل مست تو را خواب که داده
در پشت خانه که باغچه انار است
باغبانت منم باغ تو را آب کی داده
دیوانه صفت یا دوست آیم به گدایی
من دل به تو دادم تو دانی و خدایی
ای سرو قدت در نظرم جلوه نمایی
در مشهد نام برده شدم از تو جدایی
شبها به خیال تو بیایم ز ره دور
من نغمه ندارم، نه دوتاری و نه تنبور
گوشوار گوشت در نظرم خوشۀ انگور
عیب تو همین است که کم رو ...
خوش آمدی یار وفادار می
دسته گل شوخ ستمکار می
دلبر و دلدار بکن یک نظر
شوخ ستمکار بکن یک نظر
از پس دیوار بکن یک نظر